مقالاتیادداشت گیم ویو

یادداشت گیم ویو: بازی های ویدیویی به عنوان هنر هشتم

آیا بازی های ویدیویی را می‌توان به عنوان هشمین هنر در نظر گرفت؟

ممکن نیست این روزها کسی با بازی‌های ویدیویی سر و کار نداشته باشد، بزرگ یا کوچک، پیر یا جوان، زن یا مرد،  همه و همه به نحوی با بازی‌های ویدیویی درگیر هستند. یکی در موبایل به خاطر سرگرمی، یکی با کنسول و PC برای چیزی فراتر از سرگرمی. پرسود بودن صنعت بازی‌های ویدیویی مبحث جدیدی نیست. از نظر اقتصادی، بازی‌های ویدیویی، چه از طریق استریم و چه از طریق ساخت و فروش بازی، همیشه درآمدهای میلیونی و میلیاردی داشته است. برای نمونه می‌توان به شرکت راک استار اشاره کرد که آمار خیره کنندۀ فروش بازی Grand Theft Auto V با اختلاف فاحشی از پردرآمدترین اثر سرگرمی تاریخ، یعنی فیلم Avatar، پیشی گرفته بود. این مقاله در مورد پرسود بودن یا نبودن، اقتصادی بودن یا نبودن بازی‌های ویدیویی نیست. همانطور که اول عرض کردم، برخی افراد انتظار بیشتری نسبت به صرفاً سرگرم شدن از بازی‌های ویدیویی دارند. این افراد گیمرهایی هستند که به بازی به چشم یک هنر نگاه می‌کنند. هنر هشتم. آیا واقعاً می‌توان از لفظ هنر برای بازی‌های ویدیویی استفاده کرد؟ اگر می‌توان، آیا در حد و اندازۀ غول دیگر صعنت سرگرمی، یعنی سینما، هنری است؟ با گیم ویو همراه باشید.

هر فرآیند یا مخلوق انسانی که درجهت تاثیرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی باشد یا بخواهد یک معنا و فلسفه را بیان دارد، هنر نامیده میشود.

می‌شود گفت که تعریف بالا یکی از جامع‌ترین تعریف‌های ممکن برای بیان هنر است. در قدم اول بگذارید این نکته را آشکار کنم که وجود سرگرمی، یا سرگرم شدن، معنا و فلسفۀ هنر را نه تنها زیرسوال نمی‌برد، بلکه آن را جذاب‌تر و قابل درک‌تر برای عوام می‌سازد. خب، تخصص بازی‌های ویدیویی هم دقیقاً همین است: سرگرم کردن. ولی یادتان باشد هر اثر سرگرم کننده‌ای فلسفی و هنری نیست، و هر اثر فلسفی و هنری سرگرم کننده نیست. اما این بدان معنی نیست که این دو خصوصیت نمی‌تواند با هم در یک اثر احساس شوند. این قاعده خیلی زیاد در صعنت بازی‌های ویدیویی پیش نمی‌آید. چرا که عنصر اصلی بازی، سرگرم کننده بودن آن توسط گیم پلی است و اکثر شرکت‌ها نیز قصد ارائۀ لحظاتی لذت بخش و سرگرم کننده را دارند. اما باز هم ما بازی‌هایی را داریم که از نظر گیم پلی یک بازی نه چندان قوی، ولی همیشه به عنوان یک اثر عالی در صعنت بازی‌های ویدیویی یاد می‌شوند. نمونۀ آن می‌توان به بازی جذاب Alan Wake اشاره کرد.

یادداشت گیم ویو | بازی‌های ویدویی به عنوان هنر هشتم | آیا بازی‌های ویدیویی را می‌توان به عنوان هشمین هنر در نظر گرفت؟ | گیم ویو

بازی الن ویک در قسمت گیم پلی حرف زیادی برای گفتن نداشت. در واقع به جز چند نوع اسلحۀ موجود و چراغ قوه‌های مختلف، چیز دیگری در گیم پلی نخواهید دید. ولی سم لیک (نویسندۀ بازی) آنقدر داستان بازی را غنی و زیبا نوشته و را روایت می‌کند که در طول بازی کردن، خودتان نیر با الن ویک به مرز جنون کشیده می‌شوید. همچنین محیط بازی حس ترس را به شکل فوق‌العاده‌ای به بازیکن القا می‌کند. و در مقابل بازی‌های فوق‌العاده‌ای را داریم که هم از نظر داستان و روایت داستان، و هم از نظر گیم پلی بی‌نظیر هستند. مانند قسمت اول و دوم مجموعۀ زیبای مکس پین، شاهکار ابدی سم لیک و شرکت Remedy. این دو بازی که به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ روانۀ بازار شدند، با بازخوردهای مثبت و عالی از طرف بازیکنان و منتقدین روبرو شدند. زیاده گویی نیست اگر بگوییم نمونۀ روایت داستان بازی در این سری بی‌همتاست. زمانی که داستان بازی توسط صدای سوزناک مکس پین برای شما روایت می‌شود، مثل این می‌ماند که به یک رمان صوتی گوش می‌دهید تا اینکه مشغول دنبال کردن داستان یک بازی باشید. از سوی دیگر گیم پلی و گان پلی جذاب مکس پین به قدری ظریف و زیبا طراحی شده که نه تنها از تجربۀ تک تک لحظات آن خسته نمی‌شوید، بلکه ممکن نیست همچین داستان‌سرایی و گیم پلی را در بازی دیگری پیدا کنید.

اینکه همۀ بازی‌ها هنری نیستند ولی سرگرم کننده هستند (و بالعکس آن)، باعث زیر سوال رفتن هنری بودن بازی‌ها نمی‌شود. بالاخره سرگرم کردن نیز هنر می‌خواهد. اگر فیلم باز باشید مطمئناً وقتی اسم کارگردان مشهور Steven Speilberg به گوشتان می‌خورد، اولین مولفه‌ای که از این کارگردان در ذهنتان مجسم می‌کنید، سرگرم کننده بودن عالی فیلم‌های اوست که هنوز هم خیلی از کارگردانان در ساخت فیلم سرگرم کننده می‌لنگند و از آثار سپیلبرگ درس می‌گیرند.

بدون شک بازی Alan Wake یک بازی خوب و معمولی بود. اما ما بازی‌های پرهزینه و بزرگ نیز داریم؛ بازی‌هایی مثل ویچر ۳، آخرین بازمانده از ما، افسانه زلدا: نفس وحش، ادیسه بایوشاک و… و همنچین بازی‌هایی عالی و شاهکار AAA. ولی همانطور که ما در سینما و بقیۀ بخش‌های هنری دیده‌ایم، در هنر، خلاقیت و فلسفه است که حرف اول را میزند، نه پول. حالا اگر پول با خلاقیت ترکیب شود که چه سعادتی! (که البته خیلی کم رخ می‌دهد) اما اکثر این آثار پرمعنا و مفهوم، آثار مستقلی هستند که بیشترین تاثیر را روی مخاطبانشان می‌گذارند. این نکته را هم فراموش نکنید که فقط یک شاهکار هنری می‌تواند، ذهن مخاطبش را تا مدت‌ها درگیر خودش کند نه یک اثر ساده. ما در سینما، (به خاطر جا افتاده‌‎تر بودن سینما نسبت به بقیه هنرها بین مردم، به این مدیوم اشاره میکنم) از این نوع آثار زیاد داریم، ولی متاسفانه در بازی‌های ویدیویی آثار مستقل خیلی جا افتاده نیستند، ولی کیفیت و تاثیر گذاری‌ها آن‌ها به شدت بالاست. Inside یکی از همین بازی‌هاست که توسط شرکت Playdead ساخته شده. این بازی که گیم پلی ساده‌ای دارد، اما سازنده‌های بازی از همین گیم پلی ساده، زیباترین و مغلق‌ترین معماها را ساخته‌اند. معماهایی که وقتی در حال حل کردن آن‌ها هستید، در واقع در حال حل کردن شخصیت خودتان هستید. هر چه بیشتر تلاش می‌کنید از محیط بازی دور شوید، بیشتر درگیرش می‌شوید و در آخر می‌فهمید برای اینکه از محیط فرار کنید، باید اول آن را درک کنید. برای درک آن نیز باید در ژرف‌ترین نقطۀ آن برویم و با بدترین ترس‌هایمان روبرو شویم. نه تنها این بازی بلکه بازی‌های مستقل فوق‌العاده دیگر مثل Undertale، Limbo، Bastion، Ori and the Blind Forest و… نیز هستند که قصد ارائۀ محتوا و پیامی جدید، با روشی نوین را دارند.

حالا بگذارید یک بازی AAA را به شما معرفی کنیم. اثری که با قدرت تمام و کمال به دنیا نشان داد بازی‌های پرهزینه هم می‌توانند، اثری هنری و فلسفی باشند. برای این کار می‌خواهم یکی از احساسی‌ترین بازی‌های ویدیویی را در بُعد هنری بررسی کنم، بازی “آخرین بازمانده از ما” یا همان The Last of Us.

یادداشت گیم ویو | بازی‌های ویدویی به عنوان هنر هشتم | آیا بازی‌های ویدیویی را می‌توان به عنوان هشمین هنر در نظر گرفت؟ | گیم ویو

کمتر گیمری پیدا می‌شود که اسم این بازی را نشنیده باشد و اگر شنیده باشد چیزی جز تعریف نشنیده باشد. بازی The Last of Us به خاطر تنها یک گیم پلی شاهکار نشد. بلکه به خاطر داستانش فوق‌العاده و روایت شگفت انگیز و بالاخره به خاطر ظرافت‌های کوچک و بزرگ در جلوه‌های بصری و کارگردانی فوق‌العاده نیل دراکمن بود که تبدیل به یک شاهکار ابدی شد. در اولین ساعت از این بازی ما شاهد یکی از غم‌انگیز ترین لحظات کل تاریخ بازی‌های ویدیویی خواهیم بود. مرگ آرام و دردناک دختر شخصیت اصلی یعنی جوئل در دستان پدرش. فکر کنم کمتر کسی پیدا شود که با این صحنه گریه نکرده باشد. صرفاً حضور داشتن همچین صحنۀ تراژدیکی، ارزش این لحظه را بالا نمی‌برد. کارگردانی و نویسندگی عالی و هنری این لحظه است که این بازی را با ارزش می‌کند. باور کنید که القا کردن این چنین حسی در کمترین دورۀ زمانی ممکن، کار فوق‌العاده سختی است. نمونه‌اش می‌توان به فصول اولیۀ سریال بازی تاج و تخت اشاره کرد که به خاطر ایجاد یک لحظه یا رخ دادن یک حادثه در قسمت نهم، از قسمت سوم به پی‌ریزی آن می‌پرداختند تا آن حس و حال کاملاً به تماشاچی القا شود. حالا شما ببینید که نیل دراکمن چقدر کار سختی برای قابل احساس ساختن همچین حسی در یک برحۀ زمانی کوچک دارد. در ادامۀ بازی نیز دو چیز همیشه در اوج می‌ماند. اول رابطۀ عالی جوئل و الی، و دوم طراحی زیبا محیط و ایجاد لحظات هر چند گذرا ولی به یاد ماندنی. نمونه‌اش لحظۀ نوازش کردن آن زرافه، که به قدری عالی بود که در وصف نمی‌گنجد.

این بازی‌ها فقط نمونه‌هایی از این صنعت بزرگ بودند، و این بررسی‌ها فقط جزئی از کل بودند. اگر بخواهیم تک تک لحظات به یاد ماندنی بازی‌های نفس گیر و تاریک مثل مکس پین و سایلنت هیل، یا دنیای رنگارنی همانند ریمن و ماریو، یا پلشتی جنگ در بازی‌های میدان جنگ و ندای وظیفه، یا دنیایی بی‌بند و بار و آزاد GTA یا Saints Row، یا احساس‌های ترسناک از دنیای پساآخرالزمانی فالوت و ستالکر را بررسی و موشگافی کنیم، یک عمر را زمان می‌برد. پس بهتر است به پای بازی کردن و لذت بردن از آن بنشینیم. همچنین بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice یک بازی مستقل تحسین شده است که داستان درگیرکننده و خطی آن بارها توسط منتقدین مورد ستایش قرار گرفته است. این بازی توسط گیم ویو فارسی سازی شده است که می‌توانید آن را از فروشگاه گیم ویو تهیه بفرمایید.

بله، بازی‌های ویدیویی را اگر از هر بعدی بررسی کنیم، فقط به یک نتیجه می‌رسیم: بازی‌های ویدیویی آثار هنری هستند و سازندگان آن‌ها هنرمندانی هستند که در حین سرگرم کردن ما بازیکنان، می‌خواهند ما را به دنیای دیگری سوق دهند، پیامی جدید را به ما گوشزد کنند، و در آخر لحظات فوق‌العاده‌ای را برایمان به ارمغان آورند که نمونه‌اش را هیچ کجا نمی‌توان یافت.

نظر شما چیست؟ به نظرتان بازی‌های ویدیویی را می‌توان به عنوان هنر هشتم قبول کرد؟ از طریق قسمت دیدگاه‌ها با گیم ویو و سایر کاربران در ارتباط باشید.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن